خودم اينجا هستم... دلم جايي ديگر...
-
تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 5:13
خودم اينجا هستم... دلم جايي ديگر...خودم اينجا لا به لاي زمان متوقف شده ام.. زمان مي رود و من اداي رفتن در مي آورم... اداي زندگي... اداي زنده بودن.. اداي بودن...اصلا آدم ها يک بار نمي ميرند.. بعضي ها هر ساعت، هر دقيقه، هر ثانيه .. وقتي ياد اويي که بايد باشد نيست مي افتند، مي ميرند..و چه مردني... چه ...
خلاقيت و نبوغ رزمندهها ، چاشــني مهنــدسي جنگ...
-
تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 5:13
درگفتوگو با مسوول اداره کل مهندسي دفاعي و پدافند غيرعامل منطقه مياني وزارت دفاع عنوان شد؛خلاقيت و نبوغ رزمندهها ، چاشــني مهنــدسي جنگ...عزيز الله پورکاظم متولد سال 1340 است. داراي مدرک کارشناسي ارشد در رشته زمين شناسي از دانشگاه اصفهان. مي گفت در طول جنگ از نيروي تک تيرانداز بوده تا مسوول دسته، ...
براي تو خواهم نوشت... فقط کمي دعايم کن..
-
تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 5:13
اصلا اين قصه دل کندن عجب قصه اي است.. قصه اي دنباله دار پر از غزل هاي دوست داشتني.. غزلي که انتهايش از ابتدايش خواندني تر است.. دلخوشم با غزلي تازه همينم کافيست، تو مرا باز رساندي به يقينم کافيست..هنوز حالم خوب است.. خوب تر هم مي شوم.. بهانه هاي دلم کمتر شده اين روزها.. بي بهانه دنبال بهانه مي گشت ت...
مي شود، بي خيال کاش شد....
-
تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 5:13
تکرار يک حرف تکراري، تکراري نمي شود خيلي وقت ها .. تکرار حرفي که تکرارش جلا مي دهد دل را و صيقلي مي کند رنگ دلتنگي هاي رنگ و رو رفته اي که حالا وارد 5 سالگي اش شد.. 5 سال نبودن و بودن کنار هم...نبودن يک دل و بودن يک دل ديگر... که بود هرچه گذاشت و نبود هرچه بود را نديد... چطور مي شود ... کاش معلم کل...
چرااااااهاي بي جواب من....
-
تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 5:13
[نوشته ي رمز دار]
کاش يک دل، بند زن پيدا مي شد....
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 19:59
دلم، دلش دل دل مي کند.. اصلا اين روزها حالش عجيب و غريب است. حالي مثل خيلي وقت ها. مثل همان خيلي وقت هاي تکراري که هربار فکر مي کنم با هميشه فرق دارد اما آخر آخرش مي رسم به همان بي قراري هميشگي. به همان که ... بگذريم... يک بگذريم ديگر از آن بگذريم هايي که دلم مي خواهد نگذرد، نگذرد تا من بين همه خراب...
زمان به وقت محرم/ راهي که تا کربلا باز شد...
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 19:59
فرجام دو جاده با يک راهزمان به وقت محرم/ راهي که تا کربلا باز شدعطر محرم، بچههاي گردان را هوايي ميکرد. غوغايي به پا ميشد در دل رزمندگان با نام حسين (ع) و نواي "هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله"، راه را تا کربلا هموار ميکرد. خبرگزاري ايمنا/ فرزانه فرجي؛ زمان به وقت شلمچه، فکه، طلائيه و شرهاني از...