حرکتی بی سابقه بر تن مدیترانه!
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 2:40
حال مديترانه خوب است، خيلي خوب. اين روزها اميد است که جوانه زده روي امواج پر تلاطمش. مهرباني آدمها پاورچينپاورچين کنار هم قرار گرفته و شده همبستگي جهاني. ناوگاني از عشق به هم رسيدند و شدند ريسهاي از اميد بر دل پُر درد غزه. راه افتادند تا اميد را از دل مديترانه راهي ساحل زخمآلود غزه کنند.طبق گزار...
عصاره مقاومت
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 2:40
از آن عکسهاي ريشهدار است. از آن عکسها که خيره ميکند آدم را. از هر طرف چشم مياندازم و يک کنج عکس را ميگيرم که برسم به قلبش، اميد است که شُره ميکند.طبق گزارش اصفهان زيبا؛ از آن عکسهاي ريشهدار است. از آن عکسها که خيره ميکند آدم را. از هر طرف چشم مياندازم و يک کنج عکس را ميگيرم که برسم به ق...
برای فرمانده، احمد…!
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 2:40
پنج روز پيش، سالروز تولدتان بود حاج احمد آقاي کاظمي. شما که نياز به معرفي نداريد حاجي، راستش غرض از نوشتن فقط عرض تبريک تولد 67 سالگيتان است و کمي خوش و بش.طبق گزارش اصفهان زيبا؛ پنج روز پيش، سالروز تولدتان بود حاج احمد آقاي کاظمي. شما که نياز به معرفي نداريد حاجي، راستش غرض از نوشتن فقط عرض تبريک ...
«میناب»؛ روایت ناتمامی که پایان ندارد…!
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 2:40
مطابق دادهها در دسترس قرار گرفته اصفهان زيبا؛ شده تا حالا وسط يک بازار بزرگ گم شويد؟! شده صداي لرزش استخوانهايتان از شدت ترس، گوشهايتان را اذيت کند؟! شده بيپناهي آوار شود روي سرتان؟! شده گريههايتان لبريز شود؟! و در همين حين ناگهان صداي آشنايي آرامتان کند و لرزش تنتان بهيکباره تمام و رد سيل اش...
بدرقه خورشید!
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 2:40
نُه روز از اسفند سال صفر جنگ، ميگذشت. رمضان بود. چکيده خبرها، سرد بود. آههايم مدام قد ميکشيد.دل توي دلم نبود. خبر که رسمي شد و از پشت قاب رنگي تلويزيون، شُره کرد و ريخت توي گوشم، دنيايم سياه و سفيد شد.طبق گزارش اصفهان زيبا؛ نُه روز از اسفند سال صفر جنگ، ميگذشت. رمضان بود. چکيده خبرها، سرد بود. آ...
مینویسم برای همه آنهایی که جاماندند!
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 2:40
صداي زنگ تلفن همراهش که بلند شد انگار همه اتاق را گرفت. همينکه جواب داد، گفت: « من هم راهي شدم. ميرم براي بدرقه آقا….». او حرف ميزد و حرفهايش ميشد قطره و دانهدانه از گوشه چشمم سُر ميخورد و غرق ميشد در تار و پود روسريام.طبق گزارش اصفهان زيبا؛ صداي زنگ تلفن همراهش که بلند شد انگار همه اتاق را ...
آه از نداشتنت، حاج قاسم همه ما
-
تاریخ: 1402/7/20 ساعت: 14:57
کنار هم چیدن این همه حرف، سخت میشود. نام بردن از تو، سخت میشود. گفتن از آنچه دیدیم در آن تاریکی شب، سخت میشود. لمس اشکهای یخزده روی گونههای سرخ از سوز شنیدن خبر، سخت میشود. دیدنِ نبودنت؛ شنیدنِ رفتنت و حس جای خالیات، سخت میشود. تحمل دلتنگی در دل ناقابل ما، برای یک بار دیگر دیدنت، سخت میشود. درد بیص...
براي خادمي که غرق خون شد
-
تاریخ: 1402/6/10 ساعت: 20:35
به گزارش خبرنگار ایمنا، هنوز درگیر خیمه سنگین غم آبانماه حرم شاهچراغ (ع) بودیم، هنوز یادآوری دشنه بهت آن روز سینهمان را زخمی میکرد، هنوز بوی خون میآمد از شاهچراغ (ع). هنوز نقش زن غرق به خون، جلوی چشمهایمان زانو زده بود. هنوز سنگینی و سیاهی سوگ شاهچراغ (ع) صدایمان را میلرزاند، هنوز سنگ فرشهای صحن حرم...
خبرنگاراني که لباس شهادت بر تن کردند
-
تاریخ: 1402/6/10 ساعت: 20:35
به گزارش خبرنگار ایمنا، تو باید پنج سال جانانه خدمت میکردی، تو باید به عنوان مسئول خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزارشریف انتخاب و اعزام میشدی، تو باید دو سال با همه وجودت در افغانستان خدمت میکردی تا با آخرین پیغامی که از تو مانده پرده از جنایات طالبان برداشته میشد: «مزارشریف سقوط کرد. هفدهم مردادماه 13...
تشييع شهداي امنيت و قدرداني يک ملت از فرزندان خود
-
تاریخ: 1402/6/10 ساعت: 20:35
به گزارش خبرنگار ایمنا، این ساعتها و این دقایق کافی است با تایپ اسم «سینا» و فامیلی «آراسته» در قسمت جستوجوی گوگل، غرق تیترهایی شویم که همه از شهادت تک پسر 22 ساله خانواده آراسته میگویند: «تشییع شهید 22 ساله فراجا در یاسوج+ فیلم»، «سینا، تشییع شد»، «وداع جانسوز با شهید سینا آراسته در کهگیلویه و بویر...
ايستاده در برابر تيربار
-
تاریخ: 1401/8/20 ساعت: 16:11
به گزارش خبرنگار ایمنا، جوان بودند و فعالیتهای سیاسیشان پراکنده بود. امام خمینی (ره) آنها را در قم با یکدیگر آشنا کرد و جمعیت موتلفه اسلامی شدند. چاپ و پخش اعلامیههای مراجع و علما، ترتیب تظاهرات و راهپیمایی، برگزاری مجالس سخنرانی برای سخنان امام از جمله فعالیتهای مهم آنها بود. اعضای جمعیت موتلفه اسل...
پاره پاره آتش روي خليج فارس
-
تاریخ: 1401/8/20 ساعت: 16:11
به گزارش خبرنگار ایمنا، درست چنین روزی بود؛ دوازدهم تیرماه سال 1367. مقصد برای 290 سرنشین هواپیما مشترک بود. زن، مرد، کودک و حتی تعدادی غیرایرانی هم در این پرواز بودند. هواپیمای ایرباس 300 متعلق به هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران قرار بود با شماره پرواز 655 از بندرعباس به مقصد دبی پرواز کند، لابد بیشت...
ليلاي مجنون...
-
تاریخ: 1399/12/2 ساعت: 18:45
بد نیست گاهی مجنون بنشیند جای لیلا و لیلا جای مجنون.... لیلای مجنون شدن؛ می برد ادم را تا خود خود مجنون....لیلا می شوم و راه می افتم در دیاری که سامان دهم پریشان حالی دلی که دیگر دست من نیست وقتی حرف از آن ابر مَردها می شود... همانجا که جنون؛ جزیره مجنون را گرفت در آغوش و بی خیال رفقایش نشد... دلم ض...
هوايش را داشته باش...
-
تاریخ: 1399/12/2 ساعت: 18:45
کمی بیشتر از هفت روز و بیشتر از چند ساعت از آن روز عبور کردم و رسیدم اینجا..... همان روزی که صدای باران پیچید توی گوشم که یکی یکی دل از آسمان می کَند و رقصان رقصان می رساند خودش را به آغوش خاک و چه قریب و غریب است از افلاک دل کندن و دل سپردن به خاک..انگار باران با خدا؛ خداحافظی کند و خدا یک دل سیر پ...
مادر ديگر نيست....
-
تاریخ: 1399/12/2 ساعت: 18:45
دلم را سیاه پوش سحری کرده ام که مادر؛ دیگر نیست.... دلم را سیاه پوش سحری کرده ام که پهلو که در که وای بر من...... دلم را سیاه پوش سحری کرده ام که حسین(ع) که حسن(ع) که علی(ع) وای از عاشقانه های علی(ع) .... که علی بعد فاطمه (ع) عاشق تر شد..... عاشق تر ها همیشه مظلوم ترند.... می مانند و ذره ذره آب می ش...
سکوت به چه قيمت؟
-
تاریخ: 1397/11/1 ساعت: 8:00
تصمیم گرفته بود زیر شکنجههای وحشیانه سکوت کند و این عراقیها را بیشتر عصبی می کرد. امیر شاه پسندی از شکنجه های فرماندهان عراقی در دوران اسارت گفت: فرمانده عراقی ها حین کتک خوردن از من می پرسید چه کسی
احمد در خلوت رفت
-
تاریخ: 1397/11/1 ساعت: 8:00
سال 1360 بود، فاطمهاش دو ساله و خودش بیست ساله که شد همسر شهید. همسر شهید محمود صفاری که معروف بود به آقا کریم.13 سال از شهادت همسرش میگذشت. جوان بود و کم هم خواستگار نداشت اما جواب همه آنها یک کلمه
گفتوگو با همسر شهيد مدافع حرم «عبدالحسين يوسفيان»
-
تاریخ: 1397/11/1 ساعت: 8:00
عبدالحسین را از حضرت زینب (س) در سفری که به سوریه داشتم، خواسته بودم؛ سال 88. رفته بودیم زیارت با پدر و مادر و خواهرم. به هر حال هر دختری آرزوی خوشبختی در کنار یک مرد خوب را دارد. من به حضرت زینب (س)
خوب بمان هميشه ي هميشه
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 12:16
يک وقت هايي بعضي ها مي آيند و روي دلت يک نشاني به جا مي گذارند و مي روند... گاهي هم نمي روند... گاهي هم دير مي روند....مي داني رفتن مهم نيست... اما ماندن مهم است و مهم تر از همه ماندن آن نشاني است..وقتي در خرابه هاي دل زلزله زده ات، گوشه اي از دلت حالش آنقدر خوب مي شود که نديدن يک نفر، نبودن هم
بهانه اي دوست داشتني به نام تولدت...
-
تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 13:53
چه بهانه خوب و دوست داشتني است روز تولد... شب تولد... عصر تولد و ... بودن آدم هايي که بودنشان قرار مي دهد به دل و خيالت را راحت مي کند که هنوز دوست داشتن جاري است...که هنوز مي تواني دست دلت را بگيري و برسي به آنجا که مي شود دوست داشتن را از نو هجي کرد...مي شود به دل اجازه داد که ضربانش نامنظم شود.....